انسان از ابتدای زندگی در ارتباط با دیگران رشد میکند.
کودک ابتدا با خانواده ارتباط برقرار میکند، سپس وارد محیطهایی مانند مهدکودک و مدرسه میشود و بهتدریج با دوستان، معلمان، همسایگان و گروههای اجتماعی مختلف تعامل پیدا میکند.
اما زندگی در جامعه فقط به معنای حضور در کنار دیگران نیست.
کودک باید یاد بگیرد چگونه با افراد مختلف ارتباط برقرار کند، قوانین جمعی را بشناسد، به حقوق دیگران احترام بگذارد، از حقوق خود دفاع کند، در فعالیتهای گروهی مشارکت داشته باشد و در موقعیتهای اجتماعی رفتار مناسبی داشته باشد.
مجموعه این تواناییها بخشی از چیزی است که میتوان آن را «سواد اجتماعی» نامید.
سواد اجتماعی چیست؟
سواد اجتماعی یعنی توانایی شناخت و درک روابط اجتماعی و رفتار آگاهانه و مسئولانه در تعامل با دیگران و جامعه.
این سواد شامل مهارتهایی مانند:
احترام به دیگران
همکاری
گفتوگو
رعایت قوانین
شناخت حقوق و مسئولیتها
درک تفاوتهای فردی
حل اختلاف
مشارکت اجتماعی
رعایت مرزهای شخصی
کمک گرفتن و کمک کردن
و مسئولیتپذیری اجتماعی است.
سواد اجتماعی به کودک کمک میکند بفهمد او تنها فرد جامعه نیست و رفتار او میتواند بر دیگران نیز تأثیر بگذارد.
چرا سواد اجتماعی برای کودکان اهمیت دارد؟
کودکی که مهارتهای اجتماعی مناسبی دارد، معمولاً آمادگی بیشتری برای حضور در گروهها و محیطهای مختلف پیدا میکند.
او میتواند بهتر با همکلاسیها همکاری کند، در فعالیتهای گروهی مشارکت کند و در هنگام بروز اختلاف، راههای مناسبتری برای حل مسئله پیدا کند.
از طرف دیگر، نداشتن مهارتهای اجتماعی میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در روابط کودک با دوستان، خانواده و محیط آموزشی شود.
البته نباید همه مشکلات اجتماعی کودک را به کمبود مهارت نسبت داد.
گاهی عوامل محیطی، شرایط خانوادگی، ویژگیهای فردی یا رفتار دیگران نیز در روابط اجتماعی کودک نقش دارند.
هدف آموزش سواد اجتماعی، مقصر دانستن کودک نیست؛ بلکه افزایش توانایی او برای مواجهه آگاهانهتر با موقعیتهای اجتماعی است.
کودک باید تفاوت میان حق و مسئولیت را بشناسد
یکی از مفاهیم مهم سواد اجتماعی، شناخت حقوق و مسئولیتهاست.
کودک حق دارد احساس امنیت کند، مورد احترام قرار بگیرد و نظر خود را بیان کند.
اما در کنار این حقوق، مسئولیتهایی نیز دارد.
مثلاً همانطور که دیگران باید به وسایل شخصی کودک احترام بگذارند، کودک نیز باید به وسایل دیگران احترام بگذارد.
همانطور که کودک حق دارد صحبت کند، دیگران نیز حق دارند صحبت کنند.
این درک متقابل، پایه مهمی برای زندگی اجتماعی است.
همکاری را چگونه به کودک آموزش دهیم؟
همکاری یکی از مهارتهای اصلی زندگی اجتماعی است.
کودک باید تجربه کند که بعضی کارها با همکاری چند نفر بهتر انجام میشوند.
بازیهای گروهی، پروژههای خانوادگی، فعالیتهای مدرسه و کارهای ساده خانه میتوانند فرصتهایی برای تمرین همکاری باشند.
در همکاری، کودک باید یاد بگیرد:
وظیفه خود را انجام دهد.
به دیگران فرصت مشارکت بدهد.
در صورت نیاز کمک بخواهد.
به دیگران کمک کند.
نتیجه کار گروهی را به رسمیت بشناسد.
البته همکاری به معنای این نیست که کودک همیشه خواسته خود را کنار بگذارد.
او باید بتواند همزمان نظر خود را بیان کند و به نظر دیگران احترام بگذارد.
احترام به تفاوتها
کودکان با یکدیگر متفاوت هستند.
ممکن است در ظاهر، علاقهها، تواناییها، زبان، سبک زندگی، شرایط خانوادگی یا دیدگاههای متفاوتی داشته باشند.
کودک باید یاد بگیرد تفاوت داشتن به معنای بهتر یا بدتر بودن نیست.
این آموزش میتواند از موقعیتهای روزمره آغاز شود.
مثلاً اگر کودک درباره ظاهر، توانایی یا علاقه یک همکلاسی سؤال یا نظری دارد، والدین میتوانند به جای سرزنش، درباره تفاوتهای انسانی با او گفتوگو کنند.
هدف این نیست که کودک را مجبور کنیم همه تفاوتها را دوست داشته باشد.
هدف این است که یاد بگیرد با انسانهای متفاوت محترمانه رفتار کند.
آموزش رعایت مرزهای شخصی
کودک باید بداند بدن، وسایل، زمان و حریم شخصی افراد اهمیت دارند.
او باید یاد بگیرد بدون اجازه وسایل دیگران را برندارد، وارد فضای شخصی افراد نشود و دیگران نیز حق ندارند بدون اجازه وارد حریم او شوند.
این موضوع با آموزش «نه گفتن» نیز ارتباط دارد.
کودک باید بتواند در شرایط نامناسب مخالفت کند و در صورت نیاز از یک فرد قابل اعتماد کمک بخواهد.
حل اختلاف میان کودکان
اختلاف بخشی طبیعی از روابط اجتماعی است.
کودکان ممکن است بر سر بازی، اسباببازی، نوبت، نظر یا رفتار یکدیگر اختلاف پیدا کنند.
هدف آموزش این نیست که کودک هرگز با کسی اختلاف نداشته باشد.
هدف این است که یاد بگیرد چگونه اختلاف را مد
یریت کند.
میتوان به کودک آموزش داد:
اول آرام شود.
ماجرا را توضیح دهد.
به حرف طرف مقابل گوش کند.
خواسته خود را بیان کند.
راهحلهای مختلف را بررسی کند.
در صورت نیاز از یک بزرگسال کمک بگیرد.
همیشه لازم نیست اختلاف با «برنده شدن» یک نفر تمام شود.
گاهی بهترین نتیجه، پیدا کردن راهحلی است که برای هر دو طرف قابل قبول باشد.
کودک باید عذرخواهی کردن را یاد بگیرد
عذرخواهی بخشی از مسئولیتپذیری اجتماعی است.
اما عذرخواهی نباید فقط یک جمله اجباری باشد.
کودک باید بفهمد چه اتفاقی افتاده، رفتار او چه تأثیری بر دیگری داشته و چگونه میتواند آن را جبران کند.
مثلاً اگر وسیلهای را خراب کرده است، علاوه بر گفتن «ببخشید»، میتواند در تعمیر یا جبران آن نیز مشارکت کند.
این کار مفهوم مسئولیت را عمیقتر میکند.
آیا کودک باید همیشه کوتاه بیاید؟
خیر.
یکی از برداشتهای اشتباه از آموزش مهارتهای اجتماعی این است که کودک باید همیشه برای حفظ رابطه، خواسته خود را کنار بگذارد.
این روش میتواند به وابستگی و ناتوانی در دفاع از خود منجر شود.
کودک باید یاد بگیرد:
احترام بگذارد.
اما اجازه ندهد دیگران به او آسیب بزنند.
همکاری کند.
اما مجبور نباشد هر کاری را قبول کند.
نظر دیگران را بشنود.
اما حق داشته باشد نظر متفاوتی داشته باشد.
این تعادل یکی از بخشهای مهم سواد اجتماعی است.
نقش دوستی در رشد اجتماعی کودک
دوستی یکی از مهمترین محیطهای یادگیری اجتماعی برای کودکان است.
کودک در دوستی یاد میگیرد چگونه اعتماد کند، همکاری کند، اختلاف داشته باشد، عذرخواهی کند، مرز بگذارد و احساسات دیگران را درک کند.
والدین نباید تمام اختلافهای دوستانه کودک را بلافاصله حل کنند.
گاهی بهتر است ابتدا از کودک بپرسند:
«خودت فکر میکنی چه اتفاقی افتاده؟»
«چه راهحلی به ذهنت میرسد؟»
«اگر دوباره این اتفاق بیفتد چه کار میکنی؟»
این روش به رشد استقلال اجتماعی کودک کمک میکند.
قلدری و رفتارهای آسیبزا
کودک باید بداند که مسخره کردن، تهدید کردن، تحقیر کردن، طرد عمدی یا آسیب فیزیکی به دیگران رفتارهای قابل قبول اجتماعی نیستند.
همزمان باید به کودک آموزش داد که اگر خودش مورد آزار قرار گرفت، سکوت اجباری راهحل نیست.
او باید بتواند به یک فرد قابل اعتماد اطلاع دهد و کمک بخواهد.
در چنین شرایطی مسئولیت فقط بر عهده کودک نیست.
خانواده، مدرسه و محیط اجتماعی نیز در ایجاد محیط امن نقش دارند.
آموزش مشارکت اجتماعی
سواد اجتماعی فقط درباره روابط نزدیک نیست.
کودک باید بهتدریج بفهمد بخشی از یک جامعه بزرگتر است.
فعالیتهایی مانند مراقبت از محیط اطراف، کمک به دیگران، مشارکت در کارهای جمعی و رعایت قوانین عمومی میتوانند مفهوم مسئولیت اجتماعی را به شکل عملی آموزش دهند.
برای مثال، کودک میتواند در تمیز نگه داشتن محیط، مراقبت از وسایل عمومی یا کمک به یک فعالیت جمعی مشارکت کند.
هدف، آموزش این مفهوم است که جامعه فقط مجموعهای از افراد نیست؛ رفتار هر فرد میتواند بر دیگران تأثیر بگذارد.
قوانین چرا وجود دارند؟
کودک باید بداند قوانین فقط برای محدود کردن او ایجاد نشدهاند.
بسیاری از قوانین برای ایجاد نظم، امنیت و امکان زندگی مشترک وجود دارند.
میتوان درباره قوانین ساده خانواده، مدرسه و جامعه با کودک صحبت کرد و از او پرسید:
«اگر این قانون وجود نداشت چه اتفاقی میافتاد؟»
این سؤال میتواند کودک را از «اطاعت کردن» به سمت «فهمیدن دلیل قانون» هدایت کند.
اشتباهات رایج والدین در آموزش سواد اجتماعی
حل کردن تمام مشکلات کودک
اگر والدین همیشه با دوستان کودک تماس بگیرند، تمام اختلافها را حل کنند و به جای او صحبت کنند، کودک فرصت کافی برای تمرین مهارتهای اجتماعی پیدا نمیکند.
البته در شرایط خطرناک یا جدی، دخالت بزرگسالان ضروری است.
وادار کردن کودک به اجتماعی بودن
همه کودکان شخصیت یکسانی ندارند.
برخی کودکان اجتماعیتر و برخی آرامتر هستند.
هدف آموزش سواد اجتماعی، تغییر شخصیت کودک نیست.
کودک درونگرا نیز میتواند مهارت اجتماعی بالایی داشته باشد.
مجبور کردن کودک به دوست داشتن همه
کودک لازم نیست با همه دوست باشد.
او باید یاد بگیرد با دیگران محترمانه رفتار کند، حتی اگر علاقهای به دوستی با آنها ندارد.
آموزش اطاعت به جای مسئولیت
کودکی که فقط یاد میگیرد از قوانین اطاعت کند، الزاماً مفهوم مسئولیت اجتماعی را درک نکرده است.
بهتر است دلیل قوانین و تأثیر رفتارها بر دیگران نیز توضیح داده شود.
سواد اجتماعی در سنین مختلف
۶ تا ۸ سال
در این سن میتوان روی مهارتهایی مانند سلام کردن، نوبت گرفتن، همکاری، درخواست کمک، رعایت قوانین ساده و احترام به وسایل دیگران تمرکز کرد.
۸ تا ۱۲ سال
کودک میتواند مهارتهای حل اختلاف، کار گروهی، همدلی، رعایت مرزها و درک حقوق و مسئولیتهای خود و دیگرا
ن را بیشتر تمرین کند.
۱۲ تا ۱۵ سال
در دوره نوجوانی، روابط دوستانه پیچیدهتر میشوند.
فشار همسالان، گروههای اجتماعی، فضای مجازی، استقلال فردی و مرزبندی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
۱۵ سال به بالا
نوجوان باید برای مشارکت مسئولانهتر در جامعه آماده شود.
مسئولیت اجتماعی، کار گروهی، گفتوگوی محترمانه، مشارکت مدنی و شناخت تأثیر رفتار فردی بر جامعه از موضوعات مهم این دوره هستند.
سواد اجتماعی و سایر سوادهای زندگی
سواد اجتماعی بهتنهایی رشد نمیکند.
این مهارت با سواد عاطفی، سواد ارتباطی، سواد تصمیمگیری، سواد رسانهای و سواد انتخاب ارتباط نزدیکی دارد.
برای مثال، نوجوان برای مقاومت در برابر فشار همسالان به مهارت ارتباطی و تصمیمگیری نیاز دارد.
برای حل یک اختلاف نیز باید بتواند احساسات خود و دیگری را بشناسد و ارتباط مؤثر برقرار کند.
به همین دلیل، آموزش سوادهای زندگی باید در کنار یکدیگر دیده شود.
آکادمی آن و سواد اجتماعی
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو باور دارد کودک برای زندگی موفق فقط به موفقیت فردی نیاز ندارد.
او باید بتواند عضوی مسئول، آگاه و فعال در جامعه باشد.
سواد اجتماعی به کودک کمک میکند حقوق خود را بشناسد، به حقوق دیگران احترام بگذارد، همکاری کند، اختلافها را مدیریت کند و نقش خود را در محیط اجتماعی بهتر درک کند.
هدف این آموزش، ساختن کودکی نیست که صرفاً «مطیع» باشد.
هدف، پرورش انسانی است که بتواند در جامعه حضور داشته باشد، فکر کند، انتخاب کند، مسئولیت بپذیرد و با دیگران زندگی کند.
جمعبندی
سواد اجتماعی مجموعهای از مهارتها و نگرشهایی است که به کودک کمک میکند در جامعه آگاهانهتر و مسئولانهتر رفتار کند.
احترام، همکاری، همدلی، رعایت قوانین، شناخت حقوق و مسئولیتها، حل اختلاف، مرزبندی و مشارکت اجتماعی از بخشهای مهم این سواد هستند.
این مهارتها باید از سالهای ابتدایی زندگی و از طریق تجربههای واقعی و روزمره آموزش داده شوند.
کودک قرار نیست برای همیشه در محیط خانواده باقی بماند.
او در آینده وارد جامعهای بزرگتر خواهد شد و باید بتواند در آن جامعه، هم از حقوق خود دفاع کند و هم مسئولیتهای خود را بشناسد.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو