دستهبندی: سواد ارتباطی
چرا سواد ارتباطی برای کودکان مهم است؟ آموزش مهارت گفتوگو و ارتباط مؤثر
مقدمه
کودک از همان سالهای نخست زندگی وارد دنیای ارتباطات میشود.
او با والدین صحبت میکند، با خواهر و برادر خود تعامل دارد، در مدرسه با معلم و همکلاسیها ارتباط برقرار میکند و بهتدریج وارد گروههای اجتماعی مختلف میشود.
اما توانایی صحبت کردن لزوماً به معنای داشتن مهارت ارتباطی نیست.
ممکن است کودکی بتواند بهخوبی صحبت کند، اما نتواند احساسات خود را بیان کند، به حرف دیگران گوش دهد، در یک اختلاف نظر گفتوگو کند یا خواسته خود را بدون پرخاشگری مطرح کند.
اینجاست که مفهوم «سواد ارتباطی» اهمیت پیدا میکند.
سواد ارتباطی به کودک کمک میکند پیام خود را به شکل مناسب منتقل کند، دیگران را بهتر بفهمد و روابط سالمتر و مؤثرتری بسازد.
سواد ارتباطی چیست؟
سواد ارتباطی مجموعهای از دانش و مهارتهایی است که به فرد کمک میکند با دیگران به شکل روشن، محترمانه، مؤثر و آگاهانه ارتباط برقرار کند.
این مهارت فقط به صحبت کردن محدود نمیشود.
کودک باید یاد بگیرد چگونه:
به دیگران گوش دهد.
احساسات و خواستههای خود را بیان کند.
سؤال مناسب بپرسد.
نظر متفاوت خود را مطرح کند.
با دیگران گفتوگو کند.
اختلافها را مدیریت کند.
زبان بدن و نشانههای غیرکلامی را تا حدی درک کند.
مرزهای خود و دیگران را بشناسد.
چرا سواد ارتباطی برای کودکان اهمیت دارد؟
ارتباط مؤثر، یکی از پایههای زندگی اجتماعی انسان است.
کودکی که مهارت ارتباطی مناسبی دارد، معمولاً فرصت بیشتری برای ایجاد دوستیهای سالم، همکاری با دیگران و حل مشکلات از طریق گفتوگو خواهد داشت.
سواد ارتباطی همچنین میتواند به کودک کمک کند نیازها و احساسات خود را بهتر بیان کند و در موقعیتهای اجتماعی با اعتماد بیشتری رفتار کند.
ارتباط مؤثر با یادگیری و موفقیت تحصیلی نیز ارتباط دارد؛ زیرا بخش زیادی از فرآیند آموزش به توانایی پرسیدن، پاسخ دادن، گوش دادن و مشارکت در گفتوگو وابسته است.
کودک باید اول از همه شنیدن را یاد بگیرد
یکی از اشتباهات رایج در آموزش ارتباط، تمرکز بیش از حد بر «خوب صحبت کردن» است.
در حالی که شنیدن، بخش مهمی از ارتباط مؤثر است.
کودک باید یاد بگیرد وقتی فرد دیگری صحبت میکند:
حرف او را قطع نکند.
به صحبت او توجه کند.
قبل از پاسخ دادن فکر کند.
اگر چیزی را متوجه نشده است، سؤال بپرسد.
نظر دیگران را بدون تمسخر یا تحقیر بشنود.
گوش دادن به معنای موافق بودن نیست.
کودک میتواند با نظر فرد دیگری مخالف باشد و در عین حال به او احترام بگذارد.
چگونه به کودک مهارت گفتوگو آموزش دهیم؟
گفتوگو یک مهارت است و مانند بسیاری از مهارتها از طریق تمرین رشد میکند.
والدین میتوانند در موقعیتهای روزمره فرصتهای مختلفی برای گفتوگو ایجاد کنند.
مثلاً هنگام شام میتوان درباره اتفاقات روز صحبت کرد.
از کودک پرسید:
«امروز چه چیزی برایت جالب بود؟»
«چه چیزی ناراحتت کرد؟»
«اگر جای دوستت بودی چه کار میکردی؟»
این سؤالها علاوه بر تقویت ارتباط، به رشد خودآگاهی و تفکر کودک نیز کمک میکنند.
آموزش بیان احساسات
کودکی که نتواند احساس خود را بیان کند، ممکن است آن را از طریق رفتار نشان دهد.
گریه، پرخاشگری، سکوت یا لجبازی گاهی میتواند جایگزین کلماتی شود که کودک هنوز توانایی بیان آنها را ندارد.
به همین دلیل، والدین باید به کودک کمک کنند احساسات خود را نامگذاری کند.
مثلاً:
«به نظر میرسد از این اتفاق ناراحت شدی.»
«فکر میکنم عصبانی هستی.»
«شاید از اینکه دوستت این حرف را زد، احساس ناراحتی کردی.»
هدف این نیست که والدین همیشه احساس کودک را به جای او تشخیص دهند.
هدف این است که به او کمک کنند واژگان لازم برای بیان دنیای درونی خود را پیدا کند.
آموزش درخواست کردن
کودک باید بتواند خواسته خود را به شکل روشن و محترمانه بیان کند.
به جای:
«این را میخواهم!»
میتوان به کودک آموزش داد بگوید:
«میشود لطفاً این را به من بدهی؟»
این تفاوت کوچک، بخش مهمی از آموزش ارتباط اجتماعی است.
البته احترام در ارتباط نباید به معنای سرکوب خواستههای کودک باشد.
کودک حق دارد خواسته خود را بیان کند، اما باید شیوه مناسب بیان آن را نیز یاد بگیرد.
آموزش مخالفت کردن
یکی از مهارتهای مهم ارتباطی این است که کودک بتواند مخالفت خود را بیان کند.
قرار نیست کودک همیشه با والدین، معلم یا دوستان خود موافق باشد.
او باید بتواند بگوید:
«من با این نظر موافق نیستم.»
«من این کار را دوست ندارم.»
«فکر میکنم راه دیگری هم وجود دارد.»
این مهارت بعدها در تصمیمگیری، روابط اجتماعی و حتی محافظت از خود اهمیت زیادی پیدا میکند.
کودک باید بتواند «نه» بگوید
یکی از بخشهای مهم سواد ارتباطی، توانایی نه گفتن است.
کودک باید بداند که در بعضی موق
عیتها میتواند درخواست دیگران را رد کند.
مثلاً اگر دوستش از او بخواهد کاری را انجام دهد که برایش مناسب نیست، باید بتواند مخالفت کند.
آموزش نه گفتن به معنای تشویق کودک به بیاحترامی نیست.
هدف این است که کودک بتواند بدون ترس و پرخاشگری از مرزهای خود دفاع کند.
نقش زبان بدن در ارتباط
ارتباط فقط با کلمات اتفاق نمیافتد.
لحن صدا، حالت چهره، فاصله فیزیکی و حرکات بدن نیز بخشی از پیام ارتباطی هستند.
کودکان میتوانند بهتدریج یاد بگیرند که مثلاً صدای بسیار بلند ممکن است نشانه عصبانیت باشد یا نگاه نکردن و بیتوجهی میتواند به طرف مقابل این پیام را منتقل کند که علاقهای به ادامه گفتوگو وجود ندارد.
البته نباید از کودک انتظار داشت تمام نشانههای غیرکلامی را دقیق تفسیر کند.
هدف، ایجاد یک آگاهی اولیه و متناسب با سن است.
چگونه مهارت حل اختلاف را به کودک آموزش دهیم؟
اختلاف میان کودکان طبیعی است.
دو کودک ممکن است بر سر یک اسباببازی، بازی یا تصمیم گروهی با یکدیگر اختلاف پیدا کنند.
حل کردن تمام اختلافها توسط والدین، فرصت یادگیری را از کودک میگیرد.
در چنین شرایطی میتوان از کودکان خواست:
هر کدام توضیح دهند چه اتفاقی افتاده است.
بدون قطع کردن حرف یکدیگر گوش کنند.
خواسته خود را بیان کنند.
راهحلهای مختلف پیشنهاد دهند.
برای رسیدن به یک توافق تلاش کنند.
هدف این نیست که همیشه یکی برنده و دیگری بازنده باشد.
هدف، آموزش حل مسئله از طریق ارتباط است.
اشتباهات رایج والدین در آموزش ارتباط
به جای کودک صحبت کردن
گاهی والدین قبل از اینکه کودک فرصت پاسخ دادن پیدا کند، به جای او جواب میدهند.
این کار ممکن است در بلندمدت فرصت تمرین ارتباط مستقل را کاهش دهد.
مجبور کردن کودک به صحبت کردن
کودک باید فرصت داشته باشد در زمان مناسب و با احساس امنیت صحبت کند.
اجبار شدید میتواند ارتباط را به تجربهای پراسترس تبدیل کند.
قطع کردن حرف کودک
اگر دائماً صحبت کودک قطع شود، ممکن است یاد بگیرد که شنیده شدن او اهمیت چندانی ندارد.
البته این موضوع به معنای اجازه دادن به کودک برای قطع کردن مداوم صحبت دیگران نیست.
والدین باید همزمان دو مهارت را آموزش دهند: حق صحبت کردن و احترام به نوبت دیگران.
تمسخر اشتباهات کلامی کودک
کودک ممکن است در بیان بعضی کلمات یا جملات اشتباه کند.
تمسخر این اشتباهات میتواند ترس از صحبت کردن را افزایش دهد.
اصلاح باید محترمانه و متناسب با سن کودک انجام شود.
فریاد زدن به جای گفتوگو
اگر والدین برای حل هر اختلافی از فریاد استفاده کنند، کودک نیز ممکن است یاد بگیرد که صدای بلند ابزار حل اختلاف است.
کودک بیش از آنکه از توصیههای والدین یاد بگیرد، از رفتار آنها الگو میگیرد.
بازی و داستان؛ ابزارهای مؤثر آموزش ارتباط
بازی نقش مهمی در یادگیری مهارتهای اجتماعی دارد.
والدین میتوانند با کودک نقشهای مختلف را بازی کنند.
مثلاً یک نفر نقش فروشنده و دیگری نقش مشتری را داشته باشد.
یا والد و کودک نقش دو دوست را بازی کنند که بر سر یک موضوع اختلاف دارند.
داستان نیز ابزار مناسبی است.
بعد از خواندن یک داستان میتوان پرسید:
«اگر تو جای این شخصیت بودی چه میگفتی؟»
«فکر میکنی چرا این شخصیت ناراحت شد؟»
«چطور میتوانست مشکلش را با دوستش حل کند؟»
این فعالیتها به کودک اجازه میدهند بدون فشار، موقعیتهای اجتماعی مختلف را تمرین کند.
سواد ارتباطی در سنین مختلف
۶ تا ۸ سال
در این سن میتوان روی مهارتهایی مانند گوش دادن، نوبت گرفتن در گفتوگو، بیان احساسات، درخواست محترمانه و رعایت آداب ساده ارتباطی تمرکز کرد.
۸ تا ۱۲ سال
کودک میتواند مهارتهایی مانند گفتوگوی مؤثر، حل اختلاف، بیان نظر، همکاری گروهی و احترام به دیدگاههای متفاوت را بیشتر تمرین کند.
۱۲ تا ۱۵ سال
در دوره نوجوانی، موضوعاتی مانند ارتباط با همسالان، مرزبندی، نه گفتن، مدیریت اختلاف، ارتباط در فضای دیجیتال و بیان محترمانه مخالفت اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
۱۵ سال به بالا
نوجوان میتواند مهارتهای پیچیدهتری مانند مذاکره، ارائه نظر، گفتوگوی انتقادی، مدیریت تعارض و ارتباط حرفهای را تمرین کند.
سواد ارتباطی و رابطه آن با سایر سوادهای زندگی
سواد ارتباطی به تنهایی یک مهارت جدا از سایر تواناییهای زندگی نیست.
این سواد با مهارتهایی مانند خودشناسی، سواد عاطفی، تصمیمگیری، تفکر انتقادی و سواد اجتماعی ارتباط دارد.
کودکی که احساسات خود را نمیشناسد، ممکن است در بیان آنها نیز مشکل داشته باشد.
کودکی که نمیتواند دیدگاههای مختلف را بررسی کند، ممکن است در گفتوگوهای پیچیده دچار مشکل شود.
به همین دلیل، رشد متوازن سوادهای زندگی اهمیت زیادی دارد.
نقش خانواده در شکلگیری سواد ارتباطی
خانه اولین محیطی است که کودک در آن ارتباط را یاد میگیرد.
نحوه صحبت والدین با یکدیگر،
نحوه حل اختلافها، میزان گوش دادن به کودک و حتی شیوه عذرخواهی کردن، همگی برای کودک جنبه آموزشی دارند.
اگر در خانواده گفتوگو، احترام و شنیدن متقابل وجود داشته باشد، کودک فرصت بیشتری برای یادگیری این رفتارها خواهد داشت.
آکادمی آن و سواد ارتباطی
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو باور دارد کودکان برای زندگی موفق فقط به دانش مدرسه نیاز ندارند.
آنها باید بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند، احساسات و خواستههای خود را بیان کنند، به دیدگاههای متفاوت گوش دهند و در شرایط دشوار از گفتوگو برای حل مسئله استفاده کنند.
سواد ارتباطی یکی از مهارتهای پایه برای ساختن روابط سالم و زندگی آگاهانه است.
جمعبندی
سواد ارتباطی یعنی توانایی برقراری ارتباط مؤثر، محترمانه و آگاهانه با دیگران.
کودک باید یاد بگیرد چگونه گوش دهد، صحبت کند، احساسات خود را بیان کند، مخالفت کند، نه بگوید، مرزهای خود را بشناسد و اختلافها را از طریق گفتوگو مدیریت کند.
این مهارتها یکشبه ایجاد نمیشوند.
آنها از سالهای ابتدایی زندگی و در تعاملات روزمره خانواده، مدرسه و جامعه شکل میگیرند.
آموزش سواد ارتباطی، در واقع آماده کردن کودک برای بخش بزرگی از زندگی آینده اوست.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو