دستهبندی: سواد یادگیری
کودک درس نمیخواند؛ مشکل از تنبلی است یا روش یادگیری؟ ۱۲ راهکار عملی برای والدین
«درس نمیخونه.»
این جمله یکی از رایجترین شکایتهای والدین درباره فرزندانشان است.
اما قبل از اینکه کودک را تنبل، بیمسئولیت یا بیعلاقه بدانیم، باید یک سؤال مهمتر بپرسیم:
آیا واقعاً مشکل کودک «درس نخواندن» است، یا هنوز یاد نگرفته چگونه یاد بگیرد؟
کودکی که تکالیفش را انجام نمیدهد، ممکن است خسته باشد، درس را نفهمیده باشد، از شکست بترسد، تمرکز کافی نداشته باشد، روش مطالعه مناسبی نداند یا احساس کند درس خواندن هیچ ارتباطی با زندگی واقعی او ندارد.
بنابراین راهحل، همیشه بیشتر کردن فشار نیست.
گاهی باید روش را تغییر داد.
چرا کودک درس نمیخواند؟
دلایل مختلفی میتوانند پشت این رفتار باشند.
ممکن است کودک:
مطالب را متوجه نشده باشد.
از حجم تکالیف بترسد.
نمیداند از کجا شروع کند.
تمرکز کافی ندارد.
خواب کافی ندارد.
در محیط نامناسب درس میخواند.
مدام با تلفن همراه یا بازیهای دیجیتال حواسش پرت میشود.
از اشتباه کردن میترسد.
احساس میکند تلاش او دیده نمیشود.
یا عادت کرده است والدین همیشه تکالیف او را مدیریت کنند.
پس قبل از گفتن «برو درس بخون»، بهتر است بفهمیم مانع اصلی چیست.
راهکار اول: به جای «برو درس بخون» یک کار مشخص تعریف کنید
«درس بخون» دستور بسیار کلی است.
کودک نمیداند دقیقاً باید چه کاری انجام دهد.
بهتر است کار را کوچک کنیم.
مثلاً:
«اول فقط ۱۰ سؤال ریاضی رو حل کن.»
یا:
«این دو صفحه رو بخون و سه نکته مهمش رو بنویس.»
شروع کردن برای بسیاری از کودکان سختتر از ادامه دادن است.
راهکار دوم: زمان مطالعه را کوتاه و مشخص کنید
قرار نیست کودک بلافاصله دو ساعت پشت میز بنشیند.
برای بعضی کودکان، شروع با یک بازه کوتاه بهتر است.
مثلاً:
۲۰ دقیقه مطالعه
۵ دقیقه استراحت
۲۰ دقیقه مطالعه
این برنامه باید با سن و توانایی تمرکز کودک تنظیم شود.
هدف این است که مطالعه از یک فعالیت سنگین و مبهم به مجموعهای از کارهای قابل انجام تبدیل شود.
راهکار سوم: محیط مطالعه را اصلاح کنید
اگر کودک هنگام درس خواندن کنار تلویزیون، تلفن همراه، بازی یا رفتوآمد زیاد باشد، انتظار تمرکز بالا منطقی نیست.
یک فضای ساده، نسبتاً آرام و مشخص برای مطالعه میتواند کمککننده باشد.
لازم نیست حتماً اتاق مخصوص مطالعه داشته باشید.
مهم این است که کودک بداند:
«اینجا محل تمرکز است.»
راهکار چهارم: تلفن همراه را مدیریت کنید
اگر تلفن همراه کنار دست کودک باشد و مرتب پیام، اعلان یا محتوای جدید دریافت کند، تمرکز سختتر میشود.
برای زمان مطالعه میتوان تلفن را در فاصلهای خارج از دسترس قرار داد.
اما صرفاً گرفتن گوشی کافی نیست.
کودک باید یاد بگیرد چرا این کار انجام میشود.
هدف ایجاد مهارت مدیریت توجه است، نه فقط کنترل فیزیکی دستگاه.
راهکار پنجم: از کودک بخواهید چیزی را برای شما توضیح دهد
یکی از روشهای خوب یادگیری، توضیح دادن مطلب برای فرد دیگر است.
بعد از مطالعه از کودک بپرسید:
«اگر بخوای این موضوع رو برای من توضیح بدی، چی میگی؟»
اگر نتواند توضیح دهد، احتمالاً هنوز مطلب را بهخوبی درک نکرده است.
این روش از حفظ کردن کورکورانه مؤثرتر است.
راهکار ششم: فقط روی نمره تمرکز نکنید
اگر تمام ارزش تلاش کودک به نمره تبدیل شود، ممکن است یادگیری به یک مسابقه اضطرابآور تبدیل شود.
به جای:
«چند گرفتی؟»
گاهی بپرسید:
«کدوم قسمت برات سخت بود؟»
«چه چیزی رو امروز بهتر فهمیدی؟»
«کجاش هنوز برات سؤال هست؟»
این سؤالها توجه کودک را از نتیجه صرف به فرایند یادگیری منتقل میکنند.
راهکار هفتم: تکلیف را به قسمتهای کوچک تقسیم کنید
اگر کودک با یک صفحه کامل تکلیف مواجه شود، ممکن است از همان ابتدا احساس کند کار زیادی دارد.
آن را تقسیم کنید:
اول سؤالهای ۱ تا ۵.
بعد یک استراحت کوتاه.
سپس سؤالهای ۶ تا ۱۰.
این کار احساس پیشرفت ایجاد میکند.
راهکار هشتم: به کودک اجازه دهید روش مناسب خودش را پیدا کند
همه کودکان به یک روش یاد نمیگیرند.
یکی با نوشتن بهتر یاد میگیرد.
یکی با تصویر.
یکی با توضیح دادن.
یکی با تمرین.
یکی با حل مسئله.
والدین نباید یک روش واحد را به همه کودکان تحمیل کنند.
مهم این است که روش انتخابشده واقعاً به یادگیری منجر شود.
راهکار نهم: زمان درس خواندن را با ریتم زندگی کودک هماهنگ کنید
اگر کودک بعد از یک روز طولانی مدرسه، کلاس و فعالیتهای دیگر کاملاً خسته است، شاید بهترین زمان برای مطالعه بلافاصله بعد از برگشتن از مدرسه نباشد.
ممکن است ابتدا به:
غذا
استراحت
حرکت و بازی
یا کمی زمان آزاد
نیاز داشته باشد.
البته استراحت نباید به یک ساعت استفاده بیپایان از صفحه نمایش تبدیل شود.
هدف، بازیابی انرژی است.
راهکار دهم: به کودک کمک
کنید خودش برنامهریزی کند
والدین نباید برای همیشه مدیر تکالیف کودک باشند.
بهتدریج از او بخواهید خودش برنامه را تنظیم کند.
مثلاً:
«امروز چه تکالیفی داری؟»
«کدامشان سختتر است؟»
«از کدام شروع میکنی؟»
«برای انجامشان چقدر زمان لازم داری؟»
این سؤالها به کودک کمک میکنند برنامهریزی را یاد بگیرد.
راهکار یازدهم: از پاداش افراطی استفاده نکنید
گاهی خانواده برای هر صفحه درس یک جایزه تعیین میکند.
این روش ممکن است در کوتاهمدت جواب بدهد، اما اگر دائماً استفاده شود، کودک ممکن است یاد بگیرد:
«من فقط وقتی کاری را انجام میدهم که چیزی در مقابلش بگیرم.»
بهتر است از بازخورد، احساس پیشرفت، استقلال و نتیجه واقعی یادگیری نیز استفاده شود.
پاداش میتواند بخشی از برنامه باشد، اما نباید تنها موتور انگیزه کودک شود.
راهکار دوازدهم: اگر چیزی را نمیفهمد، فشار را بیشتر نکنید
فرض کنید کودک یک مفهوم ریاضی را متوجه نشده است.
اگر فقط بگوییم:
«بیشتر تلاش کن.»
مشکل حل نمیشود.
گاهی کودک به توضیح متفاوت، مثال سادهتر یا تمرین مرحلهبهمرحله نیاز دارد.
در چنین شرایطی سؤال درست این است:
«کجای مسئله برات نامفهومه؟»
نه:
«چرا بلد نیستی؟»
تفاوت این دو جمله بسیار زیاد است.
چگونه بفهمیم کودک واقعاً تنبل نیست؟
به رفتار او در موقعیتهای مختلف نگاه کنید.
آیا برای بازی ساعتها تمرکز دارد؟
آیا برای ساختن چیزی یا فعالیت مورد علاقهاش تلاش میکند؟
آیا در بعضی درسها فعال است و در بعضی دیگر نه؟
آیا وقتی موضوع را میفهمد، همکاری بیشتری نشان میدهد؟
اگر کودک در بعضی فعالیتها بسیار فعال است اما در یک درس خاص دائماً مقاومت میکند، ممکن است مشکل اصلی علاقه، روش آموزش یا دشواری همان موضوع باشد.
بنابراین برچسب «تنبلی» معمولاً اطلاعات زیادی به ما نمیدهد.
بهتر است رفتار را دقیقتر مشاهده کنیم.
مشکل تکلیف است یا استقلال؟
گاهی کودک توانایی انجام تکلیف را دارد، اما منتظر است والد دائماً کنار او بنشیند.
در این حالت، کمک بیش از حد والد میتواند وابستگی ایجاد کند.
والد میتواند در شروع کمک کند، اما سپس فاصله بگیرد.
مثلاً:
«۱۰ دقیقه اول کنارت میمونم تا شروع کنی. بعد خودت ادامه بده.»
هدف این است که مسئولیت بهتدریج به کودک منتقل شود.
اگر کودک هر بار میگوید «نمیتونم»، چه کنیم؟
به جای انجام دادن کار برای او، سؤالهای کوچک بپرسید.
«اولین قدم چیه؟»
«از کدوم قسمت مطمئنی؟»
«چه چیزی رو میدونی؟»
«میتونی فقط سؤال اول رو امتحان کنی؟»
این روش به کودک کمک میکند از احساس «من نمیتوانم» به سمت «میتوانم از یک قسمت شروع کنم» حرکت کند.
چه زمانی باید نگران باشیم؟
اگر کودک برای مدت طولانی و در بیشتر فعالیتهای آموزشی با مشکل جدی مواجه است، عملکرد او به شکل قابل توجهی افت کرده، از مدرسه به شدت اجتناب میکند یا مشکلات تمرکز، خواب، اضطراب یا ارتباطی نیز وجود دارد، بهتر است موضوع فقط به عنوان «درس نخواندن» دیده نشود.
گفتوگو با معلم و در صورت نیاز استفاده از ارزیابی تخصصی میتواند به پیدا کردن علت کمک کند.
هدف، پیدا کردن مقصر نیست.
هدف پیدا کردن مانع است.
یک برنامه عملی هفتروزه برای شروع
روز اول:
فقط بررسی کنید مشکل اصلی کجاست.
روز دوم:
محیط مطالعه را سادهتر کنید.
روز سوم:
تکالیف را به بخشهای کوچک تقسیم کنید.
روز چهارم:
از کودک بخواهید یک مطلب را برای شما توضیح دهد.
روز پنجم:
از خودش بخواهید برنامه مطالعه را تنظیم کند.
روز ششم:
یک روش مطالعه متفاوت را امتحان کنید.
روز هفتم:
با کودک بررسی کنید چه چیزی بهتر جواب داده است.
لازم نیست همه چیز را همزمان تغییر دهید.
تغییرهای کوچک اما مداوم معمولاً قابل اجراتر هستند.
آکادمی آن و سواد یادگیری
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو، یادگیری را فقط به مدرسه و نمره محدود نمیکند.
کودک باید یاد بگیرد چگونه یاد بگیرد.
بداند چگونه سؤال بپرسد، چگونه اطلاعات را بررسی کند، چگونه تمرکز کند، چگونه اشتباه کند و دوباره تلاش کند و چگونه مسئولیت یادگیری خودش را بهتدریج بر عهده بگیرد.
هدف این نیست که والد همیشه کنار کودک بنشیند.
هدف این است که کودک روزبهروز مستقلتر شود.
جمعبندی
اگر کودک درس نمیخواند، سریع او را تنبل ننامید.
ابتدا بررسی کنید آیا درس را فهمیده است، آیا روش مطالعه مناسبی دارد، آیا خسته است، آیا محیط مناسبی برای تمرکز دارد و آیا بیش از حد به کمک والدین وابسته شده است.
درس خواندن با فشار بیشتر همیشه بهتر نمیشود.
گاهی باید کار را کوچکتر کرد، محیط را تغییر داد، روش یادگیری را اصلاح کرد و مسئولیت را بهتدریج به خود کودک سپرد.
کودکی که یاد بگیرد چگونه یاد بگیرد، یک مهارت مهمتر از حفظ کردن چند کتاب به دست آورده است؛ مهارتی که میتواند در مدرسه، دانشگاه، شغل و تمام زندگی همراه او
باشد.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو