«هیچکس با من دوست نمیشه.
«بچههای کلاس منو بازی نمیدن.»
«دوست صمیمی ندارم.»
«خودم دوست دارم تنها باشم.»
این جملهها برای بسیاری از والدین نگرانکنندهاند.
اما نداشتن دوست صمیمی همیشه به معنای وجود یک مشکل نیست.
بعضی کودکان آرامتر هستند، بعضی ترجیح میدهند با یک یا دو نفر ارتباط داشته باشند و بعضی در گروههای بزرگ احساس راحتی نمیکنند.
بنابراین اولین اشتباه این است که هر کودک کمحرف یا کمدوست را «اجتماعینبودن» یا «ضعیف بودن» بدانیم.
سؤال اصلی این است:
آیا کودک خودش از وضعیت روابطش راضی است یا از آن رنج میبرد؟
اگر کودک از تنهایی خود ناراحت است، دوست دارد ارتباط بیشتری داشته باشد اما نمیتواند، یا دائماً در ارتباط با همسالان با مشکل مواجه میشود، آنوقت باید مسئله را دقیقتر بررسی کرد.
دوست داشتن با دوست پیدا کردن فرق دارد
ممکن است کودک علاقه زیادی به ارتباط با دیگران داشته باشد، اما مهارتهای لازم برای شروع و ادامه رابطه را بلد نباشد.
مثلاً نداند:
چگونه وارد یک بازی شود؟
چگونه گفتوگو را شروع کند؟
چگونه نوبت را رعایت کند؟
چگونه مخالفت کند؟
چگونه بعد از یک اختلاف دوباره رابطه را برقرار کند؟
اینها مهارتهایی هستند که باید آموزش داده و تمرین شوند.
چرا بعضی کودکان در دوستیابی مشکل دارند؟
دلایل مختلفی وجود دارد.
ممکن است کودک خجالتی باشد.
ممکن است تجربه طرد شدن داشته باشد.
ممکن است در شروع گفتوگو مشکل داشته باشد.
ممکن است بیش از حد سلطهگر یا برعکس، بیش از حد منفعل باشد.
ممکن است مهارت گوش دادن را تمرین نکرده باشد.
ممکن است به دلیل جابهجایی مدرسه یا شهر، هنوز شبکه اجتماعی خود را پیدا نکرده باشد.
یا ممکن است در محیط مدرسه با رفتارهای طردکننده یا زورگویی مواجه باشد.
پس قبل از هر اقدامی باید بفهمیم مشکل دقیقاً چیست.
راهکار اول: کودک را مجبور به دوستیابی نکنید
جملههایی مانند:
«برو با بچهها بازی کن.»
«چرا هیچ دوستی نداری؟»
«خجالت نکش.»
معمولاً مهارت اجتماعی ایجاد نمیکنند.
ممکن است حتی فشار بیشتری ایجاد کنند.
به جای آن، موقعیتهایی ایجاد کنید که ارتباط طبیعی در آنها آسانتر باشد.
راهکار دوم: ارتباط یکبهیک را امتحان کنید
برای بعضی کودکان، ورود به یک گروه بزرگ بسیار سخت است.
ارتباط با یک کودک دیگر میتواند شروع سادهتری باشد.
مثلاً یک دوست همسن را برای بازی یا فعالیت مشترک دعوت کنید.
فعالیت مشترک میتواند:
بازی رومیزی
ورزش
نقاشی
ساختن کاردستی
آشپزی
بازی فکری
یا فعالیتی باشد که هر دو کودک دوست دارند.
وقتی توجه هر دو کودک روی یک فعالیت مشترک است، شروع گفتوگو آسانتر میشود.
راهکار سوم: مهارت شروع گفتوگو را تمرین کنید
کودک ممکن است بخواهد دوست پیدا کند اما نداند چه بگوید.
چند جمله ساده را میتوان در خانه تمرین کرد:
«میتونم باهات بازی کنم؟»
«تو هم این بازی رو دوست داری؟»
«اسم این بازی چیه؟»
«میخوای با هم این کار رو انجام بدیم؟»
هدف حفظ کردن جملهها نیست.
هدف این است که کودک چند نقطه شروع در ذهن داشته باشد.
راهکار چهارم: مهارت گوش دادن را آموزش دهید
دوستی فقط حرف زدن نیست.
کودک باید یاد بگیرد سؤال بپرسد و به پاسخ طرف مقابل توجه کند.
مثلاً اگر دوستش میگوید:
«من فوتبال دوست دارم.»
کودک میتواند بپرسد:
«کدوم تیم رو دوست داری؟»
این گفتوگوی ساده میتواند ادامه پیدا کند.
کودکی که فقط درباره خودش صحبت میکند، ممکن است برای دیگران خستهکننده شود.
راهکار پنجم: به کودک آموزش دهید نوبت را رعایت کند
در بازی و گفتوگو، نوبت اهمیت زیادی دارد.
کودک باید یاد بگیرد:
همیشه او تصمیم نمیگیرد.
همیشه او حرف نمیزند.
همیشه بازی طبق خواسته او پیش نمیرود.
این مهارتها ساده به نظر میرسند اما پایه همکاری هستند.
راهکار ششم: اختلاف نظر را طبیعی بدانید
هیچ دوستیای بدون اختلاف نیست.
ممکن است دو کودک درباره بازی، وسیله یا قوانین آن اختلاف داشته باشند.
کودک باید یاد بگیرد اختلاف نظر به معنای پایان رابطه نیست.
میتوان گفت:
«من این بازی رو دوست ندارم. بیا یه بازی دیگه انتخاب کنیم.»
یا:
«من ناراحت شدم. بیا دربارهش صحبت کنیم.»
این مهارتها باید در موقعیتهای واقعی تمرین شوند.
راهکار هفتم: به کودک یاد بدهید «نه» بشنود
یکی از بخشهای سخت دوستیابی، پذیرفتن رد شدن است.
ممکن است کودک بگوید:
«میتونم باهات بازی کنم؟»
و جواب بشنود:
«نه.»
این اتفاق میتواند ناراحتکننده باشد.
اما کودک باید یاد بگیرد یک «نه» لزوماً به معنای بیارزش بودن او نیست.
میتوان گفت:
«ممکنه اون بچه الان بخواد تنها بازی کنه. میتونی از یک نفر دیگه بپرسی.»
هدف این نیست که کودک هیچوقت طرد نشود
.
هدف این است که بتواند طرد شدنهای کوچک و طبیعی را مدیریت کند.
راهکار هشتم: کودک را با خواهر، برادر یا همکلاسیها مقایسه نکنید
«ببین خواهرت چقدر دوست داره.»
«همه بچهها دوست پیدا کردن جز تو.»
این مقایسهها معمولاً مشکل را حل نمیکنند.
هر کودک سبک اجتماعی خودش را دارد.
معیار مهم این است که آیا کودک مهارتهای لازم را دارد و آیا از وضعیت روابطش راضی است.
راهکار نهم: روی یک مهارت در هر زمان تمرکز کنید
اگر به کودک همزمان بگوییم:
بیشتر حرف بزن.
کمتر حرف بزن.
نگاه کن.
سؤال بپرس.
نوبت رعایت کن.
خجالت نکش.
ممکن است بیشتر گیج شود.
یک مهارت انتخاب کنید.
مثلاً این هفته فقط تمرین کنیم:
«وقتی کسی صحبت میکنه، تا آخر گوش بده.»
هفته بعد میتوان مهارت دیگری را اضافه کرد.
راهکار دهم: بازی نقش انجام دهید
والد میتواند نقش یک کودک دیگر را بازی کند.
مثلاً:
«سلام، میتونم باهات بازی کنم؟»
کودک پاسخ دهد.
بعد نقشها را عوض کنید.
این تمرین به کودک اجازه میدهد بدون فشار موقعیتهای اجتماعی را تجربه کند.
راهکار یازدهم: فعالیت مناسب پیدا کنید
کودکی که به فوتبال علاقه دارد، ممکن است در یک کلاس فوتبال راحتتر دوست پیدا کند.
کودکی که به کتاب علاقه دارد، ممکن است در یک فعالیت کتابخوانی ارتباط بهتری برقرار کند.
قرار نیست همه کودکان در همه محیطها اجتماعی باشند.
گاهی محیط نامناسب است، نه کودک.
راهکار دوازدهم: درباره مدرسه دقیق سؤال کنید
به جای:
«امروز دوست پیدا کردی؟»
سؤالهای مشخصتر بپرسید:
«امروز زنگ تفریح با چه کسی بودی؟»
«کسی بود که دوست داشته باشی بیشتر باهاش بازی کنی؟»
«امروز کسی کاری کرد که ناراحتت کنه؟»
«در کلاس چه زمانی بیشتر احساس راحتی میکنی؟»
این سؤالها اطلاعات بیشتری در اختیار والد قرار میدهند.
اگر کودک مورد زورگویی قرار گرفته باشد چه؟
این موضوع را نباید صرفاً با جملههایی مانند:
«خودت از خودت دفاع کن.»
حل کرد.
اگر کودک بهطور مداوم مورد تمسخر، تهدید، تحقیر، حذف عمدی یا آزار فیزیکی قرار میگیرد، موضوع باید جدی گرفته شود.
والد باید با مدرسه گفتوگو کند و شرایط را دقیق بررسی کند.
کودک نباید مسئول حل کردن یک موقعیت آسیبزا بهتنهایی باشد.
آیا داشتن تعداد زیادی دوست مهم است؟
نه.
هدف سلامت رابطه است، نه تعداد ارتباطات.
ممکن است یک کودک فقط یک یا دو دوست نزدیک داشته باشد و از روابطش کاملاً راضی باشد.
تعداد زیاد دنبالکننده یا دوست در شبکههای اجتماعی نیز معیار مناسبی برای کیفیت روابط نیست.
دوستی سالم چه ویژگیهایی دارد؟
کودک باید بهتدریج بفهمد دوست خوب کسی نیست که همیشه با او موافق باشد.
در یک رابطه سالم باید:
احترام وجود داشته باشد.
امکان مخالفت وجود داشته باشد.
مرزهای شخصی رعایت شوند.
تمسخر و تحقیر دائمی وجود نداشته باشد.
هر دو طرف فرصت صحبت و انتخاب داشته باشند.
و رابطه فقط بر اساس ترس یا فشار شکل نگرفته باشد.
کودک باید یاد بگیرد دوست خوب بودن فقط «دوست پیدا کردن» نیست.
باید خودش نیز دوست خوبی باشد.
آموزش مرزهای شخصی
یکی از بخشهای مهم سواد ارتباطی، شناخت مرزهاست.
کودک باید بداند:
میتواند بعضی درخواستها را رد کند.
لازم نیست هر چیزی را که دوستش میخواهد به او بدهد.
نباید اطلاعات خصوصی خود یا خانواده را بدون دلیل در اختیار دیگران قرار دهد.
اگر کسی او را تحت فشار قرار میدهد، میتواند از یک بزرگسال قابل اعتماد کمک بگیرد.
این آموزش باید متناسب با سن کودک و به شکل عملی انجام شود.
اگر کودک میگوید «من هیچ دوستی ندارم» چه کنیم؟
اولین واکنش نباید انکار باشد.
نگویید:
«اینطور نیست! تو کلی دوست داری.»
ممکن است کودک واقعاً احساس تنهایی کند.
بهتر است بگویید:
«به نظر میاد خیلی احساس تنهایی میکنی. میخوام بفهمم چه اتفاقی افتاده.»
بعد گوش دهید.
گاهی مسئلهای که از نگاه والد کوچک به نظر میرسد، برای کودک بسیار مهم است.
یک برنامه عملی برای والدین
در هفته اول فقط مشاهده کنید.
ببینید کودک در چه موقعیتهایی راحتتر ارتباط برقرار میکند.
در هفته دوم یک فعالیت مشترک کوچک ایجاد کنید.
در هفته سوم یک مهارت اجتماعی را تمرین کنید.
در هفته چهارم با کودک درباره تجربههایش صحبت کنید.
لازم نیست همه چیز را در چند روز تغییر دهید.
مهارت اجتماعی با تجربه ساخته میشود.
آکادمی آن و سواد ارتباطی
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو، ارتباط مؤثر را فقط توانایی حرف زدن نمیداند.
کودک باید یاد بگیرد گوش بدهد، سؤال بپرسد، مخالفت کند، مرز بگذارد، اختلاف را مدیریت کند، عذرخواهی کند و در صورت نیاز کمک بخواهد.
دوستیابی هدف نهایی نیست.
هدف، ساختن توانایی برقراری روابط سالم است.
ممکن است یک کودک در آینده فقط چند دوست نزدیک داشته باشد؛ اگر این روابط سالم و محترمانه باشند، این میتواند کاملاً ک
افی باشد.
جمعبندی
اگر کودک دوست صمیمی ندارد، قبل از نگرانی شدید باید بفهمیم خودش چه احساسی دارد.
اگر از تنهایی راضی است، لازم نیست او را مجبور کنیم اجتماعیتر شود.
اگر ناراحت است و دوست دارد رابطه برقرار کند اما نمیتواند، باید مهارتهای لازم را بهتدریج آموزش دهیم.
شروع گفتوگو، گوش دادن، رعایت نوبت، همکاری، حل اختلاف، پذیرفتن «نه» و شناخت مرزهای شخصی، مهارتهایی هستند که قابل یادگیریاند.
هدف این نیست که کودک محبوبترین فرد کلاس باشد.
هدف این است که بتواند با دیگران رابطهای محترمانه، امن و سالم بسازد.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو