دستهبندی: سواد ارتباطی
کودک خجالتی است یا مهارت ارتباطی ندارد؟ ۱۰ راهکار عملی برای تقویت ارتباط اجتماعی کودک
بعضی کودکان در جمع کمتر صحبت میکنند، دیر با دیگران ارتباط میگیرند یا در موقعیتهای جدید ترجیح میدهند کنار والدین بمانند.
بعضی والدین در چنین شرایطی سریع میگویند:
«بچه من خیلی خجالتی است.»
اما آیا هر کودکی که کمحرف است، خجالتی محسوب میشود؟
نه.
بین آرام بودن، درونگرا بودن، احتیاط در موقعیتهای جدید و نداشتن مهارت ارتباطی تفاوت وجود دارد.
مهم این است که بفهمیم مشکل واقعی چیست.
اگر کودک فقط به زمان بیشتری برای گرم شدن نیاز دارد، نباید شخصیت او را تغییر دهیم.
اما اگر کودک دوست دارد ارتباط برقرار کند و نمیداند چگونه شروع کند، میتوان مهارتهای ارتباطی را به او آموزش داد.
چرا بعضی کودکان در برقراری ارتباط مشکل دارند؟
دلایل مختلفی ممکن است وجود داشته باشد.
برای بعضی کودکان، محیط جدید ناآشناست.
بعضی کودکان از قضاوت شدن میترسند.
برخی نمیدانند چگونه گفتوگو را شروع کنند.
گاهی تجربه تمسخر یا طرد شدن باعث میشود کودک از ارتباط با دیگران فاصله بگیرد.
گاهی نیز والدین بیش از حد به جای کودک صحبت میکنند و فرصت تمرین را از او میگیرند.
بنابراین قبل از هر اقدامی باید بفهمیم کودک دقیقاً در کدام بخش ارتباط مشکل دارد.
آیا نمیخواهد صحبت کند؟
یا میخواهد اما نمیداند چگونه؟
این دو مسئله کاملاً متفاوت هستند.
راهکار اول: به کودک برچسب نزنید
یکی از سادهترین و در عین حال مهمترین کارها این است که در حضور دیگران نگوییم:
«بچه من خجالتیه.»
وقتی کودک بارها این جمله را میشنود، ممکن است این ویژگی را بخشی از هویت خود بداند.
به جای آن میتوان گفت:
«کمی زمان میبره تا با محیط جدید راحت بشه.»
این جمله تفاوت بزرگی ایجاد میکند.
ما به جای تعریف کردن یک شخصیت ثابت، یک رفتار قابل تغییر را توصیف میکنیم.
راهکار دوم: کودک را مجبور به سلام کردن نکنید
ممکن است کودک در یک مهمانی حاضر نباشد فوراً با همه سلام و احوالپرسی کند.
اصرار شدید ممکن است اضطراب او را بیشتر کند.
بهتر است قبل از رفتن، موقعیت را تمرین کنید.
مثلاً:
«وقتی رسیدیم، میتونی اول لبخند بزنی و سلام کنی. اگر آماده بودی خودت دست بده.»
هدف این است که کودک مهارت را تمرین کند، نه اینکه در مقابل دیگران تحت فشار قرار بگیرد.
راهکار سوم: جملههای شروع گفتوگو را به کودک یاد بدهید
بعضی کودکان میخواهند با دیگران ارتباط برقرار کنند اما نمیدانند چه بگویند.
چند جمله ساده میتواند کمک کند:
«سلام، اسمت چیه؟»
«میخوای با هم بازی کنیم؟»
«این بازی رو بلدی؟»
«میتونم کنار شما بشینم؟»
«تو هم این کارتون رو دوست داری؟»
این جملهها را میتوان در خانه با بازی نقش تمرین کرد.
راهکار چهارم: بازی نقش انجام دهید
بازی نقش یکی از کاربردیترین روشها برای آموزش ارتباط اجتماعی است.
والد میتواند نقش دوست جدید، معلم یا فروشنده را بازی کند.
کودک نیز نقش خودش را داشته باشد.
مثلاً:
والد:
«سلام، من علی هستم. تو اسمت چیه؟»
کودک:
«سلام، من امیرم.»
بعد نقشها عوض شوند.
با تکرار این تمرین، موقعیت واقعی برای کودک آشناتر میشود.
راهکار پنجم: به جای کودک پاسخ ندهید
گاهی کودک در حضور دیگران ساکت میماند و والد بلافاصله پاسخ میدهد.
مثلاً:
«اسمت چیه؟»
والد:
«اسمش امیره.»
اگر کودک توانایی پاسخ دادن دارد، بهتر است چند ثانیه فرصت داشته باشد.
این مکث ساده میتواند فرصت تمرین ایجاد کند.
البته اگر کودک واقعاً مضطرب است، نباید او را در موقعیتی سخت قرار داد.
هدف، حمایت تدریجی است؛ نه رها کردن کودک در موقعیت دشوار.
راهکار ششم: ارتباط را از محیطهای کوچک شروع کنید
اگر کودک در جمعهای بزرگ راحت نیست، لازم نیست از مهمانیهای شلوغ شروع کنیم.
میتوان از یک دوست مناسب و یک فعالیت مشترک آغاز کرد.
مثلاً:
یک بازی دونفره
ساختن کاردستی
ورزش
کتاب خواندن
بازی فکری
یا یک فعالیت هنری
وقتی کودک تجربههای موفق کوچک داشته باشد، اعتماد او برای موقعیتهای بعدی افزایش پیدا میکند.
راهکار هفتم: به کودک یاد بدهید چگونه به گفتوگو ادامه دهد
ارتباط فقط شروع گفتوگو نیست.
کودک باید یاد بگیرد چگونه سؤال بپرسد و به پاسخ طرف مقابل توجه کند.
برای مثال:
«چه بازیای دوست داری؟»
اگر دوستش پاسخ داد:
«فوتبال.»
کودک میتواند بپرسد:
«کدوم تیم رو دوست داری؟»
این مهارت ساده، پایه گفتوگوی واقعی است.
راهکار هشتم: گوش دادن را آموزش دهید
بعضی کودکان تصور میکنند ارتباط یعنی زیاد حرف زدن.
در حالی که گوش دادن بخش مهمی از ارتباط است.
میتوان به کودک آموزش داد وقتی دیگری صحبت میکند:
به او توجه کند.
حرفش را قطع نکند.
اگر چیزی را متوجه نشد سؤال بپرسد.
و به صحبت او واکنش نشان دهد.
این مهارت
در آینده برای دوستی، مدرسه و محیط کار بسیار مهم خواهد بود.
راهکار نهم: اشتباه کردن را عادی کنید
ممکن است کودک در یک جمع حرفی بزند و دیگران واکنش خوبی نشان ندهند.
اگر والد بعد از آن بگوید:
«دیدی؟ نباید حرف میزدی.»
ترس کودک از ارتباط بیشتر میشود.
بهتر است بگوییم:
«همه آدمها گاهی حرف نامناسب میزنن یا جواب خوبی نمیگیرن. مهم اینه که از تجربهمون یاد بگیریم.»
هدف، حذف تمام تجربههای ناخوشایند نیست.
هدف، افزایش توانایی کودک برای کنار آمدن با آنهاست.
راهکار دهم: تلاش کودک را ببینید، نه فقط نتیجه را
اگر کودک بالاخره در یک جمع سلام کرد یا خودش گفت:
«میتونم با شما بازی کنم؟»
نباید فقط نتیجه را ببینیم.
میتوان گفت:
«دیدم خودت رفتی و صحبت کردی. این کار شجاعانه بود.»
این نوع بازخورد مشخصتر از گفتن «آفرین» است.
کودک میفهمد دقیقاً کدام رفتار مثبت او مورد توجه قرار گرفته است.
چه کارهایی وضعیت را بدتر میکند؟
مقایسه با بچههای دیگر
«ببین دخترخالهات چقدر اجتماعیتره.»
این جمله معمولاً مهارت ارتباطی ایجاد نمیکند.
فقط فشار و احساس ناکافی بودن ایجاد میکند.
مسخره کردن
«بازم خجالت کشیدی؟»
این کار میتواند اضطراب کودک را بیشتر کند.
صحبت کردن دائمی به جای کودک
اگر همیشه والد پاسخ دهد، کودک فرصت تمرین کمتری خواهد داشت.
اجبار ناگهانی
وادار کردن کودک به صحبت کردن در یک جمع بزرگ ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
انتظار غیرواقعی
هدف این نیست که کودک تبدیل به فردی بسیار پرحرف شود.
هدف این است که بتواند در موقعیتهای لازم ارتباط مؤثر برقرار کند.
کودک کمحرف میتواند کاملاً اجتماعی باشد
این نکته مهم است.
اجتماعی بودن به معنای پرحرف بودن نیست.
کودکی که آرام است و روابط محدود اما سالم دارد، لزوماً مشکل ارتباطی ندارد.
نباید شخصیتهای متفاوت را به عنوان نقص ببینیم.
آنچه باید بررسی شود، توانایی کودک برای ایجاد و حفظ ارتباط سالم است.
اگر کودک میخواهد دوست پیدا کند اما نمیتواند، آموزش مهارتهای ارتباطی میتواند کمککننده باشد.
اگر کودک اساساً از روابط اجتماعی لذت نمیبرد، باید شرایط او را دقیقتر بررسی کرد و از قضاوت سریع خودداری کرد.
یک تمرین ساده هفتگی برای خانواده
هر هفته یک موقعیت ارتباطی کوچک انتخاب کنید.
مثلاً:
خرید از فروشگاه
پرسیدن یک سؤال
سلام کردن به یک آشنا
درخواست کمک
معرفی خود
صحبت با یک همکلاسی
یا تشکر کردن از فردی دیگر
بعد از موقعیت، فقط چند دقیقه درباره آن صحبت کنید:
«چه چیزی خوب پیش رفت؟»
«کجا سخت بود؟»
«دفعه بعد چه کاری میتونی متفاوت انجام بدی؟»
همین تمرینهای کوچک، اگر بهصورت مداوم انجام شوند، میتوانند بسیار مؤثرتر از نصیحتهای طولانی باشند.
چه زمانی باید جدیتر پیگیری کنیم؟
اگر کودک به شکل مداوم از موقعیتهای اجتماعی اجتناب میکند، نمیتواند در مدرسه یا محیطهای معمول ارتباط برقرار کند، اضطراب شدید دارد یا این وضعیت به شکل قابل توجهی زندگی روزمره او را مختل کرده است، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.
نباید هر کمحرفی را مشکل بدانیم.
اما نباید رنج واقعی کودک را نیز نادیده بگیریم.
آکادمی آن و سواد ارتباطی
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو، ارتباط مؤثر را به معنای پرحرف بودن نمیداند.
کودک باید بتواند خودش را معرفی کند، خواستهاش را بیان کند، سؤال بپرسد، گوش دهد، مخالفت کند، کمک بخواهد و در صورت نیاز از مرزهای خود دفاع کند.
این مهارتها بخشی از آمادگی کودک برای زندگی واقعی هستند.
هدف این نیست که همه کودکان شبیه یکدیگر شوند.
هدف این است که هر کودک بتواند با توجه به شخصیت خود، ابزارهای لازم برای برقراری ارتباط سالم را در اختیار داشته باشد.
جمعبندی
اگر کودک در ارتباط با دیگران مشکل دارد، اولین قدم برچسب زدن نیست.
باید بفهمیم مشکل دقیقاً کجاست.
آیا کودک نمیخواهد ارتباط برقرار کند یا مهارت لازم برای شروع و ادامه ارتباط را ندارد؟
با تمرینهای ساده مانند بازی نقش، آموزش جملههای آغاز گفتوگو، ایجاد موقعیتهای کوچک اجتماعی، تمرین گوش دادن و کاهش فشار میتوان مهارتهای ارتباطی کودک را تقویت کرد.
والدین نیز باید مراقب باشند حمایت از کودک به جای او انجام دادن کارها تبدیل نشود.
کودک باید فرصت داشته باشد خودش تجربه کند، اشتباه کند، اصلاح کند و دوباره تلاش کند.
مهارت ارتباطی با یک سخنرانی ساخته نمیشود.
با تجربههای کوچک، تکرار و بازخورد درست ساخته میشود.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو