خشم یکی از طبیعیترین احساسات انسان است.
کودکان نیز مانند بزرگسالان عصبانی میشوند؛ وقتی چیزی را نمیخواهند، شکست میخورند، خستهاند، احساس بیعدالتی میکنند، نمیتوانند خواسته خود را بیان کنند یا با محدودیتی روبهرو میشوند.
مشکل اصلی عصبانی شدن کودک نیست.
مشکل زمانی ایجاد میشود که کودک نتواند خشم خود را بشناسد و آن را به شکل مناسبی مدیریت کند.
فریاد زدن، کتک زدن، پرت کردن وسایل، توهین کردن یا آسیب زدن به خود و دیگران رفتارهایی هستند که باید مدیریت شوند.
اما تنبیه و سرکوب احساس نیز راهحل مناسبی نیست.
کودک باید یاد بگیرد:
«من میتوانم عصبانی باشم، اما مجبور نیستم هر کاری را که هنگام عصبانیت به ذهنم میرسد انجام دهم.»
چرا کودک عصبانی میشود؟
قبل از اینکه بخواهیم خشم کودک را مدیریت کنیم، باید علت آن را بررسی کنیم.
خشم ممکن است نتیجه یک اتفاق مشخص باشد، اما گاهی علت اصلی چیز دیگری است.
کودک ممکن است به دلیل:
گرسنگی
خستگی
کمبود خواب
احساس نادیده گرفته شدن
ناکامی
حسادت
ترس
فشار در مدرسه
مشکل با دوستان
استفاده بیش از حد از صفحه نمایش
تغییرات محیطی
یا ناتوانی در بیان احساسات
عصبانی شود.
بنابراین اولین سؤال نباید این باشد:
«چطور جلوی عصبانیتش را بگیرم؟»
بلکه بهتر است بپرسیم:
«چه چیزی باعث این واکنش شده است؟»
راهکار اول: هنگام اوج خشم بحث نکنید
وقتی کودک در اوج عصبانیت قرار دارد، زمان مناسبی برای آموزش، نصیحت یا حل مسئله نیست.
اگر در این لحظه شروع کنیم به گفتن:
«چند بار بهت گفتم؟»
«چرا اینطوری رفتار میکنی؟»
«باید یاد بگیری خودت را کنترل کنی.»
احتمالاً شرایط بدتر میشود.
در مرحله اول باید شدت هیجان کاهش پیدا کند.
جملههای کوتاه و آرام معمولاً بهتر هستند:
«میبینم خیلی عصبانی هستی.»
«الان اول آروم میشیم، بعد صحبت میکنیم.»
«من اینجا هستم.»
راهکار دوم: احساس کودک را نامگذاری کنید
گاهی کودک خودش نمیداند دقیقاً چه احساسی دارد.
والد میتواند به او کمک کند.
مثلاً:
«فکر کنم خیلی عصبانی شدی چون بازیات تمام شد.»
یا:
«به نظر میاد از اینکه دوستت این حرف رو زد خیلی ناراحت شدی.»
اگر برداشت والد اشتباه بود، کودک میتواند آن را اصلاح کند.
مثلاً:
«نه، ناراحت نیستم؛ عصبانیام.»
همین اصلاح کردن، بخشی از آموزش سواد عاطفی است.
راهکار سوم: احساس را بپذیرید، اما رفتار آسیبزا را نه
این یکی از مهمترین اصول برخورد با خشم کودک است.
میتوان گفت:
«میفهمم عصبانی هستی.»
اما همزمان:
«زدن دیگران قابل قبول نیست.»
این دو جمله با هم تناقض ندارند.
احساس کودک قابل پذیرش است.
اما رفتار آسیبزا باید متوقف شود.
راهکار چهارم: به کودک کمک کنید از موقعیت فاصله بگیرد
گاهی بهترین کار این است که کودک برای چند دقیقه از موقعیت تحریککننده فاصله بگیرد.
این فاصله نباید به شکل تحقیر یا تنبیه باشد.
میتوان یک مکان آرام در خانه مشخص کرد که کودک بتواند در آنجا آرام شود.
مثلاً:
«بیا چند دقیقه اینجا بشینیم تا حالت بهتر بشه.»
هدف این نیست که کودک را حبس کنیم.
هدف ایجاد فرصت برای کاهش شدت هیجان است.
راهکار پنجم: یک روش آرامسازی مشخص به کودک آموزش دهید
در زمان آرامش، نه در اوج خشم، چند روش مختلف را با کودک تمرین کنید.
مثلاً:
چند نفس آرام
نوشیدن آب
شمردن تا ۱۰
کمی راه رفتن
کشیدن نقاشی
نوشتن احساسات
گوش دادن به موسیقی آرام
صحبت کردن با یک فرد قابل اعتماد
همه روشها برای همه کودکان یکسان نیستند.
باید دید کدام روش برای کودک بهتر جواب میدهد.
راهکار ششم: قانون «توقف قبل از واکنش» را تمرین کنید
به کودک آموزش دهید وقتی احساس کرد خشمش در حال افزایش است، قبل از واکنش یک توقف کوتاه داشته باشد.
میتوانید یک الگوی ساده به او یاد بدهید:
توقف
نفس
فکر
انتخاب
یعنی:
اول متوقف شو.
بعد کمی آرام شو.
بعد فکر کن چه اتفاقی افتاده است.
در نهایت تصمیم بگیر چه واکنشی مناسبتر است.
این مهارت با تمرینهای کوچک روزمره بهتدریج قویتر میشود.
راهکار هفتم: بعد از آرام شدن، درباره اتفاق صحبت کنید
وقتی کودک آرام شد، زمان حل مسئله است.
به جای سخنرانی طولانی، چند سؤال ساده بپرسید:
«چه اتفاقی افتاد؟»
«چه چیزی تو را عصبانی کرد؟»
«آن لحظه چه فکری کردی؟»
«چه کاری انجام دادی؟»
«نتیجه چه شد؟»
«دفعه بعد چه کاری میتوانی انجام بدهی؟»
هدف این نیست که کودک را بازجویی کنیم.
هدف کمک به او برای شناخت چرخه احساس، فکر و رفتار است.
راهکار هشتم: برای موقعیتهای تکراری از قبل برنامه داشته باشید
اگر میدانید کودک معمولاً در یک موقعیت خاص عصبانی میشود، قبل از وقوع آن با او برنامهریزی کنید.
مثلاً اگر هنگام تمام شدن زمان بازی ناراحت
میشود، از قبل توافق کنید:
«پنج دقیقه قبل از تمام شدن بازی بهت خبر میدم.»
یا:
«وقتی زمان بازی تمام شد، میتونی بین کتاب خواندن و نقاشی یکی رو انتخاب کنی.»
این کار باعث میشود کودک احساس نکند ناگهان چیزی از او گرفته شده است.
راهکار نهم: به کودک گزینه بدهید
در بعضی موقعیتها دادن انتخاب محدود میتواند از شدت مقاومت کودک کم کند.
مثلاً به جای:
«الان فوراً لباس بپوش.»
میتوان گفت:
«اول لباس میپوشی یا اول مسواک میزنی؟»
البته نباید در همه موقعیتها گزینه ایجاد کرد.
قوانین مربوط به امنیت و سلامت جای مذاکره بیپایان نیستند.
اما در مسائل روزمره، انتخاب محدود میتواند به کودک احساس کنترل بیشتری بدهد.
راهکار دهم: خودتان الگوی مدیریت خشم باشید
این یکی از مهمترین و در عین حال سختترین راهکارهاست.
اگر والد هنگام عصبانیت فریاد بزند و سپس از کودک انتظار داشته باشد آرام باشد، آموزش اثر زیادی نخواهد داشت.
والد میتواند به شکل سالم احساس خود را بیان کند:
«الان عصبانی هستم. چند دقیقه صبر میکنم تا آرامتر شوم.»
این جمله به کودک نشان میدهد بزرگسالان نیز عصبانی میشوند، اما میتوانند رفتار خود را مدیریت کنند.
چه کارهایی نباید انجام دهیم؟
کودک را تحقیر نکنید.
جملههایی مانند:
«تو همیشه مشکل درست میکنی.»
«چه بچه بدی هستی.»
«اصلاً بلد نیستی رفتار کنی.»
به کودک کمک نمیکنند خشم خود را مدیریت کند.
ممکن است فقط احساس شرم و بیارزشی ایجاد کنند.
تهدیدهای غیرواقعی نکنید
اگر قرار نیست کاری را انجام دهید، تهدیدش نکنید.
تهدیدهای مداوم اعتبار والد را کاهش میدهند و ممکن است فضای خانه را متشنجتر کنند.
در اوج خشم سخنرانی نکنید
کودک عصبانی معمولاً آماده شنیدن یک درس طولانی نیست.
اول آرام شدن، بعد گفتوگو.
هر بار تسلیم عصبانیت نشوید
این طرف ماجرا نیز مهم است.
اگر هر بار کودک با گریه و فریاد به خواسته خود برسد، ممکن است بهتدریج یاد بگیرد که خشم ابزار مؤثری برای رسیدن به خواسته است.
بنابراین:
احساس را بپذیرید.
رفتار آسیبزا را متوقف کنید.
اما قانون منطقی را فقط به دلیل عصبانیت کودک تغییر ندهید.
چه زمانی خشم کودک نیازمند توجه بیشتری است؟
اگر خشم کودک بسیار شدید، مکرر یا طولانی است و به شکل قابل توجهی در مدرسه، روابط، خواب، فعالیتهای روزمره یا زندگی خانوادگی اختلال ایجاد میکند، بهتر است موضوع جدیتر بررسی شود.
همچنین اگر کودک به طور مکرر به خود یا دیگران آسیب میزند، رفتارهای خطرناک دارد یا کنترل موقعیت برای خانواده بسیار دشوار شده است، صحبت با متخصص مربوط میتواند کمککننده باشد.
نباید هر عصبانیت کودک را نشانه یک مشکل جدی دانست.
اما نباید مشکلات شدید و تکرارشونده را نیز صرفاً با جمله «بچه است، درست میشود» نادیده گرفت.
یک برنامه ساده برای مدیریت خشم کودک
خانواده میتواند یک برنامه چهارمرحلهای ساده داشته باشد:
مرحله اول:
تشخیص
«الان عصبانی هستم.»
مرحله دوم:
توقف
«قبل از اینکه کاری کنم، مکث میکنم.»
مرحله سوم:
آرام شدن
«نفس میکشم، آب میخورم یا کمی فاصله میگیرم.»
مرحله چهارم:
حل مسئله
«حالا درباره چیزی که باعث عصبانیت من شد صحبت میکنم.»
این برنامه باید در زمان آرامش تمرین شود تا هنگام خشم برای کودک آشنا باشد.
یک نکته مهم برای والدین
قرار نیست کودک همیشه آرام باشد.
قرار نیست هیچوقت فریاد نزند.
قرار نیست همیشه واکنش کاملاً منطقی نشان دهد.
او در حال یادگیری است.
هدف آموزش سواد عاطفی این نیست که کودک را به انسانی بدون احساس تبدیل کنیم.
هدف این است که بهتدریج فاصله میان «احساس کردن» و «واکنش نشان دادن» را بیشتر کنیم.
هرچه این فاصله بیشتر شود، کودک فرصت بیشتری برای انتخاب رفتار مناسب خواهد داشت.
آکادمی آن و مدیریت خشم
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو، مدیریت خشم را به معنای سرکوب خشم نمیداند.
خشم یک احساس طبیعی است.
آنچه باید آموزش داده شود، شناخت علت خشم، بیان مناسب احساس، کنترل رفتار و پیدا کردن راهحل است.
کودک باید بداند میتواند عصبانی باشد و در عین حال به دیگران آسیب نزند.
میتواند مخالف باشد و در عین حال محترمانه صحبت کند.
میتواند ناراحت باشد و در عین حال مسئولیت رفتار خود را بپذیرد.
این همان نقطهای است که آموزش سواد عاطفی از نصیحت کردن جدا میشود و به یک مهارت واقعی زندگی تبدیل میشود.
جمعبندی
برای مدیریت خشم کودک، اولین قدم حذف خشم نیست.
باید علت خشم را شناخت، احساس کودک را پذیرفت و همزمان برای رفتارهای آسیبزا مرز مشخص تعیین کرد.
در زمان اوج عصبانیت، ابتدا باید به آرام شدن کودک کمک کرد.
بعد از آرام شدن میتوان درباره اتفاق، علت خشم، رفتار کودک و راههای بهتر واکنش صحبت کرد.
والدین نیز باید الگوی مناسبی برای مدیریت احساسات خود باشند.
کودکی که بارها و بارها تمرین
میکند «توقف کند، آرام شود، فکر کند و سپس انتخاب کند»، بهتدریج مهارت مهمی برای تمام زندگی خود به دست میآورد.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو