یکی از سختترین موقعیتها برای بسیاری از والدین زمانی است که کودک چیزی میخواهد و پاسخ «نه» میشنود.
«میخوام الان بازی کنم.»
«نه، وقت خوابه.»
«ولی چرا؟»
«گفتم نه!»
بعد گریه، فریاد، قهر، چانهزنی یا حتی پرتاب کردن وسایل شروع میشود.
بعضی والدین برای اینکه کودک آرام شود، در نهایت خواسته او را قبول میکنند.
این کار ممکن است در کوتاهمدت آرامش ایجاد کند، اما اگر مرتب تکرار شود، کودک ممکن است یاد بگیرد:
«اگر به اندازه کافی گریه یا اعتراض کنم، تصمیم تغییر میکند.»
در اینجا مسئله فقط لجبازی کودک نیست.
یکی از مهارتهای مهم زندگی که باید بهتدریج آموزش داده شود، «تحمل ناکامی» است.
تحمل ناکامی یعنی چه؟
تحمل ناکامی یعنی کودک بتواند وقتی چیزی طبق انتظارش پیش نمیرود، احساس ناراحتی، خشم یا ناامیدی را تحمل کند و بدون رفتار آسیبزننده به مسیر خود ادامه دهد.
کودک قرار نیست از شنیدن «نه» خوشحال شود.
قرار نیست ناراحت نشود.
قرار نیست همیشه آرام بماند.
هدف این است که بتواند ناراحت شود، اما همچنان رفتار خود را مدیریت کند.
چرا تحمل ناکامی مهم است؟
زندگی همیشه مطابق خواسته ما پیش نمیرود.
کودک ممکن است:
در مسابقه شکست بخورد.
نمره مورد انتظارش را نگیرد.
دوستش با او بازی نکند.
در یک فعالیت پذیرفته نشود.
اسباببازی مورد علاقهاش را نتواند بخرد.
برای رفتن به جایی مجبور باشد صبر کند.
یا با تصمیمی مواجه شود که دوستش ندارد.
اگر کودک هرگز فرصت تجربه ناکامیهای کوچک و قابل مدیریت را نداشته باشد، مواجهه با ناکامیهای بزرگتر میتواند برایش سختتر شود.
راهکار اول: هر «نه» را به «بله» تبدیل نکنید
اگر تصمیم شما منطقی و مشخص است، فقط برای جلوگیری از گریه آن را تغییر ندهید.
مثلاً:
«میدونم دوست داری بیشتر بازی کنی، ولی زمان بازی امروز تموم شده.»
اگر بعد از گریه شدید بگویید:
«باشه، فقط پنج دقیقه دیگه.»
کودک ممکن است یاد بگیرد اعتراض شدید، نتیجه را تغییر میدهد.
راهکار دوم: همدلی کنید، اما مرز را نگه دارید
همدلی و تسلیم شدن دو چیز متفاوتاند.
میتوانید بگویید:
«میدونم خیلی دوست داشتی امروز به پارک بریم.»
اما:
«امروز نمیتونیم بریم.»
کودک احساس میکند شنیده شده، اما تصمیم همچنان روشن است.
راهکار سوم: زیاد توضیح ندهید
بعضی والدین بعد از «نه» وارد مذاکره طولانی میشوند.
کودک یک دلیل میخواهد.
والد دلیل میآورد.
کودک دلیل جدیدی پیدا میکند.
والد دوباره توضیح میدهد.
و این چرخه ادامه پیدا میکند.
اگر تصمیم روشن است، یک توضیح کوتاه کافی است.
«امروز وقتش نیست چون فردا مدرسه داری.»
لازم نیست برای هر تصمیم ده دلیل ارائه کنید.
راهکار چهارم: بین خواسته و نیاز تفاوت بگذارید
کودک ممکن است چیزی را خیلی بخواهد.
اما هر خواستهای نیاز نیست.
«میخوام الان گوشی داشته باشم.»
با:
«من الان نیاز دارم استراحت کنم.»
یکی نیست.
والد باید بتواند نیازهای واقعی کودک را جدی بگیرد و در عین حال همه خواستهها را ضروری تلقی نکند.
راهکار پنجم: از قبل درباره محدودیتها صحبت کنید
قبل از رفتن به فروشگاه میتوان گفت:
«امروز قرار نیست اسباببازی بخریم.»
یا قبل از شروع بازی:
«امروز نیم ساعت بازی میکنیم.»
پیشبینیپذیری، احتمال درگیری را کاهش میدهد.
راهکار ششم: کودک را در بعضی تصمیمها شریک کنید
قرار نیست کودک درباره همه چیز تصمیم بگیرد.
اما در موضوعات مناسب میتوان انتخابهای محدود ارائه کرد.
مثلاً:
«امشب دوست داری اول مسواک بزنی یا اول لباس خوابت رو بپوشی؟»
هر دو انتخاب مورد قبول والد هستند.
این کار به کودک احساس کنترل میدهد، بدون اینکه چارچوب اصلی از بین برود.
راهکار هفتم: تحمل انتظار را تمرین کنید
بعضی کودکان به این عادت میکنند که خواستهشان فوراً برآورده شود.
انتظارهای کوچک میتوانند تمرین باشند.
مثلاً:
«الان مشغولم. پنج دقیقه دیگه میام پیشت.»
بعد واقعاً برگردید.
بهتدریج کودک تجربه میکند که انتظار کشیدن قابل تحمل است.
راهکار هشتم: هر بیحوصلگی را با صفحهنمایش حل نکنید
اگر هر بار کودک منتظر میماند، خسته میشود یا بیحوصله است، بلافاصله گوشی یا تبلت دریافت کند، فرصت تمرین تحمل انتظار و بیحوصلگی کمتر میشود.
کودک باید تجربه کند که گاهی:
باید منتظر بماند.
حوصلهاش سر میرود.
کارها فوراً اتفاق نمیافتند.
و این وضعیت قابل تحمل است.
راهکار نهم: بازیهایی انجام دهید که نیاز به صبر دارند
بازیهای نوبتی و فکری میتوانند فرصت مناسبی باشند.
در چنین بازیهایی کودک باید:
صبر کند.
نوبت دیگری را تحمل کند.
گاهی ببازد.
گاهی تصمیم اشتباه بگیرد.
و دوباره بازی کند.
این تجربهها کوچکاند، اما مهارتهای م
همی میسازند.
راهکار دهم: شکستهای کوچک را از کودک پنهان نکنید
اگر کودک در هر مسابقهای همیشه برنده شود، ممکن است فرصت کافی برای تجربه باخت نداشته باشد.
لازم نیست عمداً کودک را تحقیر یا شکستخورده کنیم.
اما نباید همیشه نتیجه را برایش تغییر دهیم.
گاهی کودک باید ببازد و یاد بگیرد:
«من باختم، ناراحتم، ولی میتونم دوباره بازی کنم.»
راهکار یازدهم: بعد از ناکامی، سریع مشکل را حل نکنید
فرض کنید کودک نمیتواند یک پازل را کامل کند.
اولین واکنش نباید این باشد:
«بده من انجامش بدم.»
بپرسید:
«فکر میکنی کدوم قسمت سخت شده؟»
یا:
«دوست داری یک راهنمایی کوچیک بدم؟»
کمک کنید، اما تمام مسئله را از کودک نگیرید.
راهکار دوازدهم: تلاش را از نتیجه جدا کنید
اگر کودک تلاش کرده اما موفق نشده، میتوان گفت:
«این بار نشد، ولی دیدم تا آخر تلاش کردی.»
این جمله به کودک نشان میدهد نتیجه همیشه در کنترل ما نیست، اما تلاش و روش حل مسئله قابل بررسی است.
البته نباید صرفاً به کودک گفت «فقط بیشتر تلاش کن».
گاهی روش اشتباه است و باید روش را تغییر داد.
راهکار سیزدهم: از جملات تحقیرآمیز استفاده نکنید
جملههایی مانند:
«برای این چیزها گریه میکنی؟»
«بچه شدی؟»
«چقدر لوسی.»
«این که چیزی نیست.»
ممکن است کودک را از بیان احساساتش دور کند.
بهتر است احساس را بپذیریم و رفتار نامناسب را محدود کنیم.
«میدونم ناراحتی. میتونی گریه کنی، ولی نمیتونی به من ضربه بزنی.»
راهکار چهاردهم: به کودک فرصت آرام شدن بدهید
وقتی کودک بسیار ناراحت است، ممکن است توانایی گفتوگوی منطقی کاهش پیدا کند.
در این لحظه میتوان گفت:
«فعلاً لازم نیست دربارهاش تصمیم بگیریم. اول آروم شو.»
بعد از آرام شدن، گفتوگو را ادامه دهید.
راهکار پانزدهم: بعد از آرام شدن، درباره تجربه صحبت کنید
سه سؤال ساده:
«چی میخواستی؟»
«چی باعث شد اینقدر ناراحت بشی؟»
«دفعه بعد وقتی جواب نه بود، چه کاری میتونی انجام بدی؟»
این گفتوگو کمک میکند کودک تجربه را به مهارت تبدیل کند.
آیا باید کودک را مجبور کنیم ناراحتیاش را پنهان کند؟
خیر.
تحمل ناکامی به معنای سرکوب احساسات نیست.
کودک میتواند گریه کند.
میتواند ناراحت باشد.
میتواند بگوید:
«من خیلی عصبانیام.»
اما باید بهتدریج یاد بگیرد بدون آسیب زدن به دیگران، این احساس را مدیریت کند.
فرق بزرگی وجود دارد بین:
«حق نداری ناراحت باشی.»
و:
«حق داری ناراحت باشی، اما اجازه نداری به کسی آسیب بزنی.»
اگر کودک بعد از «نه» مدام مذاکره میکند چه کنیم؟
اگر تصمیم نهایی است، وارد مذاکره بیپایان نشوید.
میتوانید یک جمله ثابت داشته باشید:
«جوابم همونه.»
اگر کودک دوباره سؤال کرد:
«میدونم دوست نداری این جواب رو بشنوی، ولی تصمیم عوض نمیشه.»
ثبات مهمتر از بلندتر حرف زدن است.
اگر والدین با هم قوانین متفاوتی دارند چه؟
این وضعیت میتواند مشکلساز شود.
اگر یک والد همیشه «نه» بگوید و والد دیگر بعد از چند دقیقه اعتراض کودک «بله» بگوید، کودک ممکن است بهجای یادگیری تحمل ناکامی، یاد بگیرد از والدین مختلف پاسخ متفاوت بگیرد.
لازم نیست والدین درباره همه چیز دقیقاً یکسان فکر کنند.
اما درباره قوانین مهم بهتر است هماهنگ باشند.
کودک نباید مجبور باشد میان والدین نقش مذاکرهکننده را بازی کند.
تحمل ناکامی و استقلال
کودکی که میتواند کمی منتظر بماند، با شکست کنار بیاید و بدون کمک فوری دوباره تلاش کند، بهتدریج استقلال بیشتری پیدا میکند.
این مهارت در آینده فقط برای کودکی و مدرسه کاربرد ندارد.
در دانشگاه، کار، روابط، تصمیمگیری و زندگی اجتماعی نیز بارها با «نه»، تأخیر، شکست و محدودیت مواجه خواهیم شد.
زندگی بزرگسالی نیز همیشه مطابق خواسته ما پیش نمیرود.
تمرینهای ساده روزانه
میتوانید تحمل ناکامی را در موقعیتهای معمول زندگی تمرین کنید:
گاهی اجازه دهید کودک خودش مسئلهای را حل کند.
گاهی نوبت را رعایت کند.
گاهی منتظر بماند.
گاهی بازی را ببازد.
گاهی پاسخ منفی بشنود.
گاهی انتخاب محدود داشته باشد.
و بعد درباره تجربهاش صحبت کنید.
هدف این نیست که کودک را عمداً ناراحت کنیم.
هدف این است که او فرصت تجربه و مدیریت ناکامیهای کوچک و قابل تحمل را داشته باشد.
یک جمله مهم برای والدین
لازم نیست هر بار کودک ناراحت شد، ناراحتی او را حذف کنیم.
گاهی مهمتر این است که کنار او بمانیم تا یاد بگیرد ناراحتی را تحمل کند.
میتوان گفت:
«میدونم سخته. من اینجام. ولی جواب هنوز هم نه است.»
این جمله ترکیبی از امنیت و مرزبندی است.
آکادمی آن و سواد عاطفی
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو، تحمل ناکامی را بخشی از رشد عاطفی و آمادگی برای زندگی واقعی میداند.
قرار نیست کودک را از تمام ناکامیها محافظت کنیم.
قرار است به او کمک کنیم ناکامیهای متناسب با سن خود را
تجربه کند و یاد بگیرد چگونه از آنها عبور کند.
کودکی که میآموزد:
«نه شنیدم و ناراحت شدم، اما توانستم ادامه بدهم.»
یک مهارت بسیار ارزشمند برای آینده به دست آورده است.
جمعبندی
کودک نباید از هر «نه» خوشحال باشد.
اما باید یاد بگیرد با «نه» زندگی کند.
والدین میتوانند با تعیین مرزهای روشن، ایجاد انتخابهای محدود، تمرین انتظار، اجازه دادن به شکستهای کوچک و گفتوگوی بعد از ناکامی، این مهارت را بهتدریج تقویت کنند.
هدف، ساختن کودکی نیست که هیچوقت ناراحت نمیشود.
هدف ساختن کودکی است که وقتی ناراحت شد، بتواند خودش را جمع کند، فکر کند و دوباره ادامه دهد.
آکادمی آن | زیست آگاهانه نسل نو